خرید بک لینک
وقتی میدانم چه درست کنم بخشی از خوشبختی در دستان من است! مهمانهایم رفتهاند. تعطیلات تمام شده. نه در سفرم که بیخیال چه درست کنم باشم. و نه مهمانی برپاست که تشریف بیاورید و فقط برای صبحانه پیچ گاز را بچرخانم. سراغ یخچال میروم. چه داریم؟ چند تکه جوجه ترش کباب نشده و سبزی خوردنهایی که تو برایم از

برچسب: نویسنده: ایلیا قنبری‌پور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 10:16

مهمانهایم رفتهاند. همه جا تکههای جامانده کاغذ کادو عیدیها و هدیهها هست. شمعهایی که تا آخر سوختهاند. و خانهای که آرام آرام است جز صدای ماشین ظرفشویی که از صبح منتظر این لحظه بوده. آشپزخانه را که مرتب میکنم چشمم به ساعت شما میافتد. ظرفهای جا نشده را شستهاید. قوری را هم و قابلمهها را. و

برچسب: نویسنده: ایلیا قنبری‌پور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 10:16

حالا که کار تازهای را شروع کردهام، همان کاری که از کودکی رویایش را بافتهام، میفهمم که مادری تمام وقت یکی از بزرگترین و سختترین شغلها است. تمرین صبر کردن! اینکه هر صبح که چشمهایت را باز می کنی تنها فرزند و همسرت را ببینی و گلدانها و همان وسایل همیشگی و دیگر کسی برای پروژهای سراغت را نگیرد

برچسب: نویسنده: ایلیا قنبری‌پور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 10:16

لباسهای بهار و تابستانه را با لباسهای زمستانه عوض میکنم و در سبد بزرگ چوبی میریزم. اتو را روی میز میگذارم و دستم به کار نمیرود. کتابهای خوانده شده را از روی میز و بالای شومینه و کنار تخت جمع میکنم و لب قفسه کتابخانه میگذارم. دستم به کار نمیرود. سرم را بالا میگیرم تا لکههای کوچک روی پارک

برچسب: نویسنده: ایلیا قنبری‌پور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 10:16

آشفته بودم! نشسته بر قایقی روی موجهای آرام دریا. تکانهایی روی آب. گاهی نسیم خنکی میوزید. گاهی آفتاب میسوزاند. گاهی حس عبور یک ماهی زیر قایق چوبی. انگاری پیرمرد و دریا! نوشتم و نوشتم. اما حرکت انگشتهایم کافی نبود. لبتابم را بستم و بلند شدم. چادرم را سر کردم و رختهای روی بند را جمع کردم. باید

برچسب: نویسنده: ایلیا قنبری‌پور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 10:16

همه چیز داشت خوب پیش میرفت و ما هنوز خوشحال از یک نصف روز کاملا خوب بودیم که با دوستانمان گذارنده بودیم و باهم ناهارخورده بودیم و حرف زده بودیم و در هوای خنک اتاق خوابهای خوش دیده بودیم که دلمان خواست با هم مستند ببینیم. مستند پلنگ ایرانی! احتمالا تازه شروع شده بود. محیطبانان و چند عکاس طبیعت ب

برچسب: نویسنده: ایلیا قنبری‌پور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 10:16

عکس صفحههای دوستانم در اینتساگرام را بالا و پائین میکنم. عکسهای غیردوستانم را هم. عکسهای صفحه خودم را هم. تصویرها غالبا به بخش خوردنی وجودمان مربوط میشوند. یا مسایل شیرین و سخت فرزندان. یا سفر به شهرها و کشورهای مختلف. اما از جغرافیای خودمان خبری نیست. از جغرافیای خونین و دردناکمان. شاید چر

برچسب: نویسنده: ایلیا قنبری‌پور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 10:16

آشپزخانه این خانه را حتما یک مرد طراحی کرده.مردی که خودش هیچ آشپزی نمیکرده و همسری هم نداشته که با عشق وعدهای غذا آماده کرده باشد. خانه کوچک نیست اما مساحت آشپزخانه کوچک است. سه پنجره دارد که دوتای آن رو به کوه است که روزی دیده میشده. با اینحال معمار فکر یخچال و فریزر را نکرده بوده که جز مقابل

برچسب: نویسنده: ایلیا قنبری‌پور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 10:16

اگر از من بپرسند بیرحمترین اتاق خانه کدام است میگویم آشپزخانه! آنقدر که خوب بلد است زمان آدم را ببلعد و همیشه کاری برای انجام دادن داشته باشد. و تازه من این حرف را بعد از اختراع گاز، یخچال و فریزر، زودپز، مخلوطکن و گوشت کوب برقی، ماشین ظرفشویی، غذاهای آماده و نیمه آماده میزنم. البته که من هم

برچسب: نویسنده: ایلیا قنبری‌پور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 10:16

صفحه بندی